رفته بودیم كه دور از انظار دیگران ، ساعتی با سرگردانی یك عشق بی پناه ، شیر رو شنائی نور مات ماه گردش كنیم

آسمان كاملاً صاف بود، مهذا پاره ابری سیاه صورت نازنین ماه را در سیاهی خود ناپدید می كرد....

گفتم :آسمان باین صافی ، معلوم نیست این قطعه ابر سیاه از گریبان ما چه می خواهد؟؟

اشاره بابر كرد،  آهی كشید و گفت:آن؟

آن ابر نیست!!!  عصاره است.   عصاره ی ناله های پنهان عاشق واقعی است...

روی ماه را پوشانده است، تا ماه شاهد عشق دروغ من و تو نباشد...

لطفا امتیاز خود را برای این پست وارد کنید